zersetzen
transitiv۱. تجزیه کردن؛ متلاشی کردن
Metall usw.
۲. تجزیه شدن؛ متلاشی شدن
sich zersetzen (Körper usw.)
۳. تضعیف / فاسد کردن؛ تخریب / سست / متزلزل کردن
۱. تجزیه کردن؛ متلاشی کردن
Metall usw.
۲. تجزیه شدن؛ متلاشی شدن
sich zersetzen (Körper usw.)
۳. تضعیف / فاسد کردن؛ تخریب / سست / متزلزل کردن