zähmen
transitiv۱. رام کردن؛ اهلی کردن
Tier
۲. رام / مهار کردن
Kind usw.
۳. مهار کردن، مسلط / چیره شدن بر، غلبه کردن بر، به زانو در آوردن
Gefühle, Elemente usw.
۱. رام کردن؛ اهلی کردن
Tier
۲. رام / مهار کردن
Kind usw.
۳. مهار کردن، مسلط / چیره شدن بر، غلبه کردن بر، به زانو در آوردن
Gefühle, Elemente usw.