wort dictionary

vortäuschen

transitiv

۱. تظاهر کردن به، وانمود کردن که؛ خود را به [حماقت و غیره] زدن

Beispiele:

تظاهر به مریضی کردن، خود را به مریضی زدن، تمارض کردن

eine Krankheit vortäuschen

جلوِ / برای کسی وانمود کردن که

jmdm. etwas vortäuschen

خود را گول زدن / فریب دادن

sich selbst etwas vortäuschen