wort dictionary

verzetteln

transitiv

۱. به هدر دادن، تلف کردن

Kraft, Geld usw.

۲. وقتِ خود را تلف کردن؛ نیروی خود را به هدر دادن [با پرداختن به امورِ جزئی یا جوراجور]

sich verzetteln

۳. فهرست کردن، برگه نویسی کردن، فیش برداری کردن

Namen, Begriffe usw.