vervollkommnen
transitiv۱. تکمیل کردن؛ [مج:] به کمال رساندن
۲. معلوماتِ خود را تکمیل کردن / افزایش دادن / بالا بردن در
sich vervollkommnen in Dat.
۱. تکمیل کردن؛ [مج:] به کمال رساندن
۲. معلوماتِ خود را تکمیل کردن / افزایش دادن / بالا بردن در
sich vervollkommnen in Dat.