verunsichern
schwaches Verb۱. کسی را به شک انداختن، از کسی سلب اطمینان کردن
[hat]
Beispiele:
او با رفتارش به کلی از من سلب اطمینان کرد
er hat mich mit seinem Verhalten total verunsichert
۱. کسی را به شک انداختن، از کسی سلب اطمینان کردن
[hat]
او با رفتارش به کلی از من سلب اطمینان کرد
er hat mich mit seinem Verhalten total verunsichert