wort dictionary

verschlechtern

transitiv

۱. بد تر / وخیم تر / بحرانی تر کردن

Zustand, Lage usw.

۲. کم کردن، پایین آوردن، کاهش / تقلیل دادن

Chancen usw.

۳. بد تر / وخیم تر / بحرانی تر شدن؛ کم شدن، پایین آمدن، کاهش / تقلیل یافتن

sich verschlechtern

Beispiele:

تنزل / افت کرده است، عقب رفته است؛ وضعش / [نیز:] وضعِ مالیش بد تر شده است

er hat sich verschlechtert