wort dictionary

verschärfen

transitiv

۱. تشدید کردن

Strafe, Spannung usw.

Beispiele:

سرعت گرفتن، سرعتِ خود را افزایش دادن / زیاد تر کردن

das Tempo verschärfen

۲. بد تر / وخیم تر / بحرانی تر کردن

Lage usw.

۳. بیشتر / عمیق تر کردن

Gegensätze usw.

۴. تشدید شدن، شدت یافتن؛ بد تر / وخیم تر / بحرانی تر شدن؛ بیشتر / عمیق تر کردن؛ بالا گرفتن

sich verschärfen