verprassen
schwaches Verb۱. ولخرجی کردن، پول را بیهوده خرج کردن، ریختوپاش کردن، اسراف کردن
[hat] prassen
۲. به باد دادن
Beispiele:
او تمام ارثیه اش را به باد داد
er hat sein ganzes Erbe verprasst
۳. به کیر خر زدن [رکیک]
[vulgär]
۱. ولخرجی کردن، پول را بیهوده خرج کردن، ریختوپاش کردن، اسراف کردن
[hat] prassen
۲. به باد دادن
او تمام ارثیه اش را به باد داد
er hat sein ganzes Erbe verprasst
۳. به کیر خر زدن [رکیک]
[vulgär]