vermischen
transitiv۱. مخلوط کردن، قاتی کردن [عا]؛ درهم آمیختن [خصوصأ مج]
۲. مخلوط شدن، قاتی شدن [عا]؛ درهم آمیختن [خصوصأ مج]
sich vermischen
۱. مخلوط کردن، قاتی کردن [عا]؛ درهم آمیختن [خصوصأ مج]
۲. مخلوط شدن، قاتی شدن [عا]؛ درهم آمیختن [خصوصأ مج]
sich vermischen