wort dictionary

verlangsamen

transitiv

۱. کند (تر) / آهسته (تر) کردن؛ سرعتِ چیزی را کم (تر) کردن / کاهش دادن؛ از سرعت انداختن

۲. کند (تر) / آهسته (تر) شدن، سرعتِ چیزی کم (تر) شدن / کاهش یافتن؛ از سرعت افتادن

sich verlangsamen´