wort dictionary

vereidigen

transitiv

۱. سوگند دادن (به)؛ از کسی خواستن که سوگند یاد کند (به)

+ auf Akk.

Beispiele:

شهود سوگند یاد کردند / مراسمِ سوگند را به جای آوردند

die Zeugen wurden vereidigt

رئیسِ جمهور به قانونِ اساسی ادای سوگند کرد / سوگند یاد کرد

der Präsident wurde auf die Verfassung vereidigt