verdunkeln
transitiv۱. تاریک کردن
Raum
۲. پوشاندن، پرده کشیدن
Fenster usw.
۳. آثارِ چیزی را محو کردن؛ پرده پوشی کردن
verschleiern
۴. تاریک شدن؛ تیره شدن؛ [مج:] در هم رفتن، گرفته شدن
sich verdunkeln
۱. تاریک کردن
Raum
۲. پوشاندن، پرده کشیدن
Fenster usw.
۳. آثارِ چیزی را محو کردن؛ پرده پوشی کردن
verschleiern
۴. تاریک شدن؛ تیره شدن؛ [مج:] در هم رفتن، گرفته شدن
sich verdunkeln