verdichten
transitiv۱. متراکم کردن؛ فشرده کردن؛ غلیظ کردن؛ [فیزیک:] چگالیدن
۲. متراکم شدن؛ فشرده شدن؛ [مِه:] غلیظ تر شدن؛ [فیزیک:] چگالیدن؛ به مایع تبدیل شدن؛ به صورتِ جامد در آمدن
sich verdichten
۳. قوت گرفتن؛ شدت گرفتن، تشدید شدن
sich verdichten
۴. متراکم ساختن بتن
[Bauingenieurwesen][Frischbeton]