uneinsichtig
Adjektiv۱. نامعقول، بی ملاحظه، بی بصیرت، بی خرد
unvernünftig
۲. لجوج، لجباز، یک دنده، با لجاجت، با یک دندگی
verstockt
Beispiele:
متهم بر لجاجت خود پافشاری داشت
der Angeklagte blieb uneinsichtig
۱. نامعقول، بی ملاحظه، بی بصیرت، بی خرد
unvernünftig
۲. لجوج، لجباز، یک دنده، با لجاجت، با یک دندگی
verstockt
متهم بر لجاجت خود پافشاری داشت
der Angeklagte blieb uneinsichtig