wort dictionary

umrahmen

schwaches Verb

۱. قاب گرفتن؛ [مج:] دورادور چیزی را گرفتن؛ زمینه ی چیزی را تشکیل دادن

[hat]

Beispiele:

موسیقی زمینه ی جشنی را نواختن

eine Feier musikalisch umrahmen (Orchester usw.)