wort dictionary

umgeben

starkes Verb

۱. احاطه کردن، در میان گرفتن، در بر گرفتن؛ [نیز:] دور کسی را گرفتن، به دور کسی حلقه زدن، دور کردن

[hat]

Beispiele:

پرچین بلندی باغ را احاطه کرده است

eine hohe Hecke umgibt den Garten

مردم کنجکاو دور او را گرفته بودند/ او را احاطه کرده بودند

er war von Neugierigen umgeben

۲. دور چیزی دیوار/ پرچین [و غیره] کشیدن؛ محصور کردن

[hat]; mit einer Mauer, einem Zaun usw.

Beispiele:

دور چیزی دیوار کشیدن

etwas mit einer Mauer umgeben