überstellen
schwaches Verb۱. انتقال دادن، تحویل دادن (فرد دستگیر شده، زندانی)
[Amtssprache]
Beispiele:
فرد دستگیر شده تحویل پلیس مرزی شد
der Gefangene wurde der Grenzpolizei überstellt
۱. انتقال دادن، تحویل دادن (فرد دستگیر شده، زندانی)
[Amtssprache]
فرد دستگیر شده تحویل پلیس مرزی شد
der Gefangene wurde der Grenzpolizei überstellt