wort dictionary

überragen

schwaches Verb

۱. بلندتر/ بلندقدتر/ بزرگ تر بودن از

[hat]; größer sein als

Beispiele:

یک سر و گردن از کسی بلندتر/ بزرگ تر بودن

jdn. um Haupteslänge überragen

۲. بر کسی برتری/ تفوق داشتن (از نظرِ)، از کسی برتر بودن (از نظرِ)؛ تحت الشعاع قرار دادن

[hat]; jdn. überragen (an Dat.)

Beispiele:

از همه پر جرأت تر بودن، از نظر شهامت همه را تحت الشعاع قرار دادن

alle an Mut überragen