überlesen
starkes Verb۱. (در موقع خواندن) متوجه نشدن (نخوانده گذاشتن)، ندیدن
[hat]; Fehler usw.
۲. مرور کردن، از نظر گذراندن، به طور سطحی نگاهی انداختن (و خواندن)
[hat]; Schriftstück
۱. (در موقع خواندن) متوجه نشدن (نخوانده گذاشتن)، ندیدن
[hat]; Fehler usw.
۲. مرور کردن، از نظر گذراندن، به طور سطحی نگاهی انداختن (و خواندن)
[hat]; Schriftstück