überfüttern
schwaches Verb۱. بیش از اندازه غذا دادن (به بچه؛ به حیوان)
[hat]
Beispiele:
از چیزی بیش از نیاز کسی در اختیار او قرار دادن
jdn. mit etwas überfüttern
۱. بیش از اندازه غذا دادن (به بچه؛ به حیوان)
[hat]
از چیزی بیش از نیاز کسی در اختیار او قرار دادن
jdn. mit etwas überfüttern