trällern
schwaches Verb۱. آواز خواندن/ زمزمه کردن [بدون کلام]، خواندن
[hat]
Beispiele:
زیر دوش با لذت برای خودش آواز می خواند
erträllert vergnügt unter der Dusche
۱. آواز خواندن/ زمزمه کردن [بدون کلام]، خواندن
[hat]
زیر دوش با لذت برای خودش آواز می خواند
erträllert vergnügt unter der Dusche