ticken
schwaches Verb۱. تیک تیک کردن
[hat]
Wendungen:
یک کمی خل است، بالا خانه اش را اجاره داده!
bei ihm tickt es nicht ganz richtig!
مثل اینکه عقلت را از دست داده ای!
du tickst ja nicht richtig!
۱. تیک تیک کردن
[hat]
یک کمی خل است، بالا خانه اش را اجاره داده!
bei ihm tickt es nicht ganz richtig!
مثل اینکه عقلت را از دست داده ای!
du tickst ja nicht richtig!