strampeln
schwaches Verb۱. پاهای خود را تکان دادن، پا زدن
[hat]; Baby usw.
۲. دست و پا زدن، تقلا کردن، تلاش کردن
[hat]; sich wehrend
۳. چرخ سواری کردن
ist; (Rad fahren)
۱. پاهای خود را تکان دادن، پا زدن
[hat]; Baby usw.
۲. دست و پا زدن، تقلا کردن، تلاش کردن
[hat]; sich wehrend
۳. چرخ سواری کردن
ist; (Rad fahren)