stillhalten
starkes Verb۱. ساکت ماندن، جلوی خود را گرفتن، صدای کسی در نیامدن، عکس العمل نشان ندادن، آرام نگهداشتن، بی حرکت ماندن
[hat]; alles geduldig ertragen
۱. ساکت ماندن، جلوی خود را گرفتن، صدای کسی در نیامدن، عکس العمل نشان ندادن، آرام نگهداشتن، بی حرکت ماندن
[hat]; alles geduldig ertragen