schwer fallen
intransitiv۱. سخت / مشکل بودن (برای)، زحمت داشتن (برای)؛ بسیار شاق / دشوار بودن (برای)، گران آمدن (بر)، سختش بودن [عا]
(jmdm.) schwer fallen
۱. سخت / مشکل بودن (برای)، زحمت داشتن (برای)؛ بسیار شاق / دشوار بودن (برای)، گران آمدن (بر)، سختش بودن [عا]
(jmdm.) schwer fallen