wort dictionary

schränken

schwaches Verb

۱. روی هم قرار دادن (دست)

[hat]

۲. به چپ و راست متمایل کردن

[hat]

Beispiele:

دندانه های اره را به ترتیب به طرف چپ و راست خم کردن

die Zähne an der Säge schränken