wort dictionary

schleppen

schwaches Verb

۱. کشان کشان بردن، (با زحمت) حمل کردن، (با زحمت با خود) کشیدن

[hat]; Koffer usw., auch Person

۲. دنبال خود کشاندن

[hat]; jdn. ins Konzert usw.

Beispiele:

کسی را (متقاعد کردن و با خود) به جایی بردن

jdn. irgendwohin schleppen

۳. یدک کردن، یدک کش کردن، یدک کشیدن، به دنبال خود کشیدن

[hat];Fahrzeug, Flugzeug usw.

۴. کشان کشان رفتن، خود را کشان کشان (به جایی) رساندن، خود را کشیدن

sich schleppen (Person)

۵. چیزی را کشان کشان/ به زور بردن

sich schleppen mit (einem Koffer usw.)

۶. گرفتار چیزی بودن، کلنجار رفتن با، دست به گریبان بودن با

sich schleppen mit (einer Erkältung usw.)

۷. (آدم) قاچاق کردن، (آدم) از مرز گذراندن، (آدم ها را) قاچاقی از مرز رد کردن

[hat]; itr.; (Fluchthilfe leisten)