schlängeln
schwaches Verb۱. مثل مار خزیدن؛ پیچ خوردن و پیش رفتن/ گذشتن، مارپیچ وار حرکت کردن؛ ویراژ دادن [عا]؛ [نیز:] به خود پیچیدن؛ پیچ و خم داشتن
sich schlängeln
۱. مثل مار خزیدن؛ پیچ خوردن و پیش رفتن/ گذشتن، مارپیچ وار حرکت کردن؛ ویراژ دادن [عا]؛ [نیز:] به خود پیچیدن؛ پیچ و خم داشتن
sich schlängeln