wort dictionary

reiflich

Adjektiv

۱. به دقت، با دقت، خوب، دقیق

Beispiele:

من اگر جای شما می بودم به دقت جوانب کار را می سنجیدم/ خوب فکرهایم را می کردم/ بی گدار به آب نمی زدم

das würde ich mir reiflich überlegen