wort dictionary

regenerieren

schwaches Verb

۱. تجدید کردن؛ [زیست شناسی:] ترمیم/ باززایی/ نوزایی کردن، از نو ساختن

[hat]

Beispiele:

تجدید نیرو کردن، نیروی خود را بازیافتن، دوباره نیرو گرفتن

seine Kräfte regenerieren

۲. تجدید شدن؛ [زیست شناسی:] ترمیم شدن، دوباره روییدن، از نو رشد کردن، از نو به وجود آمدن

sich regenerieren