raufen
schwaches Verb۱. دعوا گرفتن (با)، کتک کاری کردن (با)، گلاویز شدن، زد و خورد کردن؛ [حیوان:] همدیگر را گاز گرفتن، با هم دعوا کردن
[hat]; sich raufen (mit)
Beispiele:
با او دعوایم/ کتک کاریم شد، من و او با هم دعوا گرفتیم/ کتک کاری کردیم
ich habe mich mit ihm gerauft
۲. کندن (مو)
[hat]; tr.
Wendungen:
(از عصبانیت) می خواستم فریاد بزنم/ خون خونم را می خورد
ich könnte mir die Haare (vor Ärger) raufen!