wort dictionary

rauben

schwaches Verb

۱. سرقت کردن، به سرقت بردن؛ به زور گرفتن، به یغما بردن، غارت کردن

[hat]; Geld usw.

Beispiele:

جواهرات کسی را بزور از او گرفتن/ سرقت کردن

jdm. den Schmuck rauben

۲. دزدیدن، ربودن

[hat]; Person

۳. گرفتن از، سلب کردن از، ربودن از؛ حرام کردن بر

[hat]; jdm. etwas rauben

Beispiele:

این کار بیش از حد وقت مرا می گیرد/ تلف می کند

das raubt mir zu viel Zeit

خواب را بر کسی حرام کردن

jdm. den Schlaf rauben

آرامش را از کسی گرفتن

jdm. seine Ruhe rauben