qualmen
schwaches Verb۱. دود پس دادن، دود کردن، دود (غلیظ) دادن، دود بیرون دادن؛ دود راه انداختن
[hat]; Ofen usw.
۲. (سیگار) دود کردن، (سیگار) (زیاد) کشیدن
[hat]; tr.; itr.; (Zigaretten usw.)
۱. دود پس دادن، دود کردن، دود (غلیظ) دادن، دود بیرون دادن؛ دود راه انداختن
[hat]; Ofen usw.
۲. (سیگار) دود کردن، (سیگار) (زیاد) کشیدن
[hat]; tr.; itr.; (Zigaretten usw.)