punktieren
schwaches Verb۱. نقطه چین کردن، نقطه نقطه کردن؛ نقطه گذاشتن
[hat]; Linie usw.
Beispiele:
سطح نقطه چین
eine punktierte Fläche
۲. سوراخ کردن [نقطه ای از بدن به وسیله ی سوزن مخصوص در پزشکی؛ به وسیله ی سوزن مخصوص از ناحیه ای از بدن برای تشخیص مرض مایع یا مقداری از بافت را برداشتن]
[hat]
۳. (نقطه مربوط به نوت های موسیقی)
Beispiele:
(نوت) چنگ نقطه دار (موسیقی)
eine punktierte Achtelnote