wort dictionary

prassen

schwaches Verb

۱. ولخرجی کردن، اسراف کردن، حیف و میل کردن، عیاشی کردن

[hat]

Beispiele:

چیزی را به هدر دادن، چیزی را حیف و میل کردن، چیزی را ضایع کردن

mit etwas prassen

۲. در ناز و نعمت زندگی کردن