placken
schwaches Verb۱. جان کندن، خود را عذاب دادن/ هلاک کردن، سخت کار کردن، خرحمالی کردن، سگ دو زدن؛ در عذاب بودن
sich placken (sich plagen)
۱. جان کندن، خود را عذاب دادن/ هلاک کردن، سخت کار کردن، خرحمالی کردن، سگ دو زدن؛ در عذاب بودن
sich placken (sich plagen)