wort dictionary

pfeffern

schwaches Verb

۱. فلفل زدن (به)؛ [مج:] چاشنی زدن به، چاشنی دار کردن؛ [نیز:] پرت کردن، انداختن

[hat]

Beispiele:

به چیزی فلفل زدن

etwas pfeffern

Wendungen:

یکی توی گوش کسی خواباندن/ گذاشتن

jdm. eine pfeffern (ugs.)