offen lassen
transitiv۱. بازگذاشتن؛ [مج:] موقتاً کنارگذاشتن؛ معوقگذاشتن؛ مسکوتگذاشتن
Beispiele:
این مسأله را فعلاً کنار میگذاریم
wir wollen diese Frage noch offen lassen
۱. بازگذاشتن؛ [مج:] موقتاً کنارگذاشتن؛ معوقگذاشتن؛ مسکوتگذاشتن
این مسأله را فعلاً کنار میگذاریم
wir wollen diese Frage noch offen lassen