wort dictionary

naschen

schwaches Verb

۱. ناخنک زدن (به)، دلگی کردن، مزه کردن، اندک اندک و با اشتها خوردن (به خصوص شیرینی جات)؛ هله هوله خوردن

[hat]

Beispiele:

به چیزی ناخنک زدن

von etwas naschen