missfallen
starkes Verb۱. (چیزی/ کسی را) نپسندیدن، مورد پسند واقع نشدن، (از چیزی/ از کسی) خوشش نیامدن، به دل کسی ننشستن، ناراضی بودن
[hat]; (jdm.) missfallen
Beispiele:
کسی از چیزی خوشش نمی آید، چیزی مورد پسند کسی واقع نمی شود
etwas missfällt jdm.
۱. (چیزی/ کسی را) نپسندیدن، مورد پسند واقع نشدن، (از چیزی/ از کسی) خوشش نیامدن، به دل کسی ننشستن، ناراضی بودن
[hat]; (jdm.) missfallen
کسی از چیزی خوشش نمی آید، چیزی مورد پسند کسی واقع نمی شود
etwas missfällt jdm.