mausern
schwaches Verb۱. پر ریختن، دوره پرریزی را گذراندن (پرندگان)
itr.; sich mausern (Vogel)
۲. عوض شدن؛ رشد کردن، بزرگ شدن؛ (پیشرفت کردن و) تبدیل شدن به
sich mausern (zu) fig.
Beispiele:
ترقی (رشد) کردن و به چیزی تبدیل شدن
sich zu etwas mausern
۱. پر ریختن، دوره پرریزی را گذراندن (پرندگان)
itr.; sich mausern (Vogel)
۲. عوض شدن؛ رشد کردن، بزرگ شدن؛ (پیشرفت کردن و) تبدیل شدن به
sich mausern (zu) fig.
ترقی (رشد) کردن و به چیزی تبدیل شدن
sich zu etwas mausern