liquidieren
schwaches Verb۱. از بین بردن، سر به نیست کردن، از میان برداشتن، کشتن، اعدام کردن، [عا:] ترتیب کسی را دادن، کلک کسی را کندن، سر کسی را زیر آب کردن؛ حذف کردن
[hat]; Person
۲. منحل کردن (یک شرکت)، برچیدن، برچیده شدن
[hat]; Firma usw.
۳. محاسبه کردن، مطالبه کردن، تسویه حساب کردن؛ به صورت نقدینه درآوردن؛ پرداخت کردن
[hat]; Kosten