wort dictionary

kultivieren

schwaches Verb

۱. زیر کشت بردن، قابل کشت کردن؛ شخم زدن؛ آماده کردن؛ کشت و زرع/ کشت و کار کردن

[hat]; Boden usw.

۲. پرورش دادن؛ پیراستن، پیرایش دادن؛ تلطیف کردن

[hat]; (Stimme; Sprache; Benehmen usw.)

۳. فزهنگ آموختن به، متمدن کردن

[hat]; Volk usw.