kondensieren
schwaches Verb۱. (به مایع) تبدیل شدن، تقطیر شدن، متراکم شدن؛ (به مایع) تبدیل کردن، چگالیدن، تقطیر کردن، متراکم کردن
[hat]; [ist]; itr.; tr. (Gas usw.)
۲. غلیظ/ کندانسه کردن
[hat]; tr. (Milch usw.)
۱. (به مایع) تبدیل شدن، تقطیر شدن، متراکم شدن؛ (به مایع) تبدیل کردن، چگالیدن، تقطیر کردن، متراکم کردن
[hat]; [ist]; itr.; tr. (Gas usw.)
۲. غلیظ/ کندانسه کردن
[hat]; tr. (Milch usw.)