wort dictionary

keinerlei

modal

۱. هیچ، کوچک ترین، ذره ای، یک ذره؛ هیچ نوع، هیچ گونه

unbest. Zahlw.

Beispiele:

هیچ درد نداشتن، کوچک ترین دردی/ یک ذره درد نداشتن

keinerlei Schmerzen haben

به هیچ (نوع) تعهدی تن در ندادن

keinerlei Verpflichtungen eingehen