wort dictionary

intervenieren

schwaches Verb

۱. مداخله‌کردن، پادرمیانی‌کردن؛ [سیاسی:] اعتراض‌کردن؛ [نیز:] در امورِ داخلیِ کشورِ دیگری دخالت‌کردن

[hat]