wort dictionary

inszenieren

schwaches Verb

۱. کارگردانی‌کردن، برای اجرا آماده‌کردن؛ [نمایشنامه:] به‌روی صحنه آوردن؛ [فیلم:] تهیه‌کردن

[hat]

۲. صحنه‌سازی‌کردن؛ ایجادکردن، باعث‌شدن؛ چیدن

[hat]; (Streik; Ärger; Intrige usw.)