immerhin
modal۱. هر چه باشد، بالاخره، در هر حال؛ لااقل، دستِ کم، حداقل
Beispiele:
باز هم خوب است
das ist immerhin etwas
لااقل سعی خودش را کرده است
immerhin hat er es versucht
هر چه باشد مادر تو است
sie ist immerhin deine Mutter
۱. هر چه باشد، بالاخره، در هر حال؛ لااقل، دستِ کم، حداقل
باز هم خوب است
das ist immerhin etwas
لااقل سعی خودش را کرده است
immerhin hat er es versucht
هر چه باشد مادر تو است
sie ist immerhin deine Mutter