honorieren
transitiv۱. حق الزحمه پرداختن/ دادن برای
[hat]; Vortrag usw.
Beispiele:
به کسی برای کاری حق الزحمه دادن
jdn. für etwas honorieren
۲. قدر کار کسی را شناختن؛ برای کاری از کسی قدردانی/ قدرشناسی کردن
[hat]; anerkennen
۳. پرداخت کردن، پرداختن
[hat]; Wechsel